موضوع تحقیق: بررسی عوامل موثر برسن ازدواج در روستای کرگان گرد آورنده تحقیق: رقیه پارسی استاد مربوطه: نعمت الله تقوی فهرست صفحه مقدمه...............................................................................................................1 فصل اول تعریفو تحدیدسن ازدواج...........................................................................................2 بیان مسئله...........................................................................................................3 ضرورت و اهمیت سن ازدواج...................................................................................4 اهداف تحقیق.......................................................................................................6 فصل دوم پیشینه نظری تحقیق..............................................................................................6 نظریه کارکردگرایی.............................................................................................6 نظریه اقتصادی تورم رکودی..................................................................................7 نظریه میشل......................................................................................................7 نظریه بلاوودانکن...............................................................................................7 نظریه وبرو مرتن...............................................................................................8 پیشینه تجربی تحقیق............................................................................................9 نظریه کاظمی پور..............................................................................................9 عوامل روانی موثر بر سن ازدواج.........................................................................10 عوامل فرهنگی موثر بر سن ازدواج.......................................................................11 عوامل اجتمایی موثر بر سن ازدواج.......................................................................11 تدوین فرضیه ها.............................................................................................12 تدوین متغییرهای تحقیق....................................................................................13 تعریف مفاهیم...............................................................................................13 فصل سوم روش شناسی تحقیق.......................................................................................14 نوع و روش تحقیق.......................................................................................15 جامعه مورد بررسی......................................................................................15 ابزار و شیوه های گرد آوری داده ها...................................................................15 شیوه های تحلیل آماری..................................................................................15 فصل چهارم ارئه تحلیلی یافته های تحقیق...........................................................................15 درآمد خانواده............................................................................................15 سواد دختر...............................................................................................17 سواد پدر.................................................................................................17 وضعیت شغلی شوهر..................................................................................18 بعد خانوار...............................................................................................19 فصل پنجم ارائه تحلیلی یافته های تحقیق........................................................................20 آزمون فرضیه ها.....................................................................................20 خلاصه و نتیجه گیری...............................................................................20 راهکارهای جلوگیری از بالا رفتن سن ازدواج..................................................20 راهبرد های فرهنگی...............................................................................20 راهبرد های اقتصادی..............................................................................22 راهبرد های اجتماعی..............................................................................24 ضمایم...............................................................................................27 منابع و ماخذ.......................................................................................28 کلمات کلیدی:سن ازدواج،درامد خانواده،سواد،بعد خانواده،شغل فصل اول-کلیات تحقیق تعريف وتحديد موضوع تعریف ازدواج «ازدواج یعنی وصلت دو جنس مختلف.در تعریف ازدواج گفته میشود:پایه گذار خانواده زن وشوهری ازدواج است و آن به رابطه قانونی عرفی یا دینی گفته میشود که زن و مرد را برای شرکت دایم یا موقت در زندگی به هم پیوند می دهد»(تقوی :1387،85). سن ازدواج «منظور از سن ازدواج ،سن زن یا مرد در نخستین ازدواج آنها است.ازدواج احتمالی بعدی در این رابطه مورد نظر نیست. شاخص های اماری سن ازدواج عبارتند از:میانگین،میانه ونما یا مد»(همان:87). میانگین سن در نخستین ازدواج «عبارت است از مجموع سن های مداوم زن یا مرد به تعداد به تعداد هر یک از آنها.میانگین سن ازدواج نشان دهنده سنتی یا غیر سنتی بودن جامعه از یک سو وموانع ودشواری های اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی جامعه بر سر راه ازدواج جوانان از سوی دیگر می باشد.اختلاف میان سن زن و مرد را تفاوت سنی ازدواج می نامند.میانگین سن ازدواج را می توان به تفکیک زن و مرد وگروه های سنی و اجتماعی مختلف محاسبه کرد»(همان:87). میانه سنی در نخستین ازدواج «بیانگر سنی است که نیمی از جمعیت زنان یا مر دان در زیر آن و نیمی دیگر در بالای آن ازدواج می کنند.»(همان:87). نمای سنی در نخستین ازدواج نشان دهنده سنی است که بیشترین درصد جمعیت زن ومرد در آن ازدواجمی کنند .»(همان:87). ویژگی های ازدواج 1.سرعت ازدواج شاخصی است که سرعت فرایند همسرگزینی را برای زن ومرد در جوامع مختلف اندازه گیری می کند و نشان می دهد که سرعت آن در جامعهای نسبت به جامعه ی دیگر،برای زن نسبت به مرد از یک گروه سنی به گروه سنی دیگر چقدر است. 2.عمومیت ازدواج عمومیت ازدواج درجه ی شیوع و رواج ازدواج در جامعه را نشان می دهد. عمومیت ازدواج در جوامع سنتی و روستایی بیشتر از جوامع غیر سنتیو شهری وبرای زنان معمولا بالاتر از مردان می باشد. 3.پیشرسی ازدواج ازدواج زن و مرد پیش از سن معینی که به وسیله ی قانون یا شرع یا عرف برای زناشویی تعیین گردیده، «ازدواج پیشرس» می نامند.»(همان:90) تعريف عملياتي اين تحقيق در نظر دارد الگوي سني ازدواج وعوامل موثر بر آن را در بيست سال اخير (1380تا 1390)در زنان روستاي كرگان را مورد بررسي قرار دهد. بیان مسئله
«در جامعۀ ما دربارۀ روابط ميان دو جنس هنجارهاي ديني و عرفي زيادي به شكلي بسيار سختگيرانه تعريف شدهاند. اين در حالي است كه تغيير معناشناختي و جايگاه روابط جنسي در زندگي، تنوع و شيوع بيماريهاي مقاربتي، افزايش عوامل رسانهاي تحريك جنسي و ... نگرانيهايي را در جامعه به وجود آورده است. ميشل فوكو معتقد است كه با تزايد جمعيت در غرب، اين موضوع به امري حكومتي تبديل شد و در پي آن تجسس در امور جنسي مردم، راه را براي تبديل امري خصوصي به موضوعي حكومتي فراهم كرده و در پي آن امور جنسي گفتماني شده است. به نظر مي رسد، اين مسئله در پيدايش تأخير در ازدواج در ايران مؤثر بوده است. »(انجمن جامعه شناسی ایران) مطالعه اثرات ازدواج بر باروری از طریق سن در هنگام ازدواج وهمچنین بررسی اینکه زنان در چه سنینی از دوره باروریشان روابط جنسی نکاحی دارند، صورت می گیرد. یعنی یک زن چه وقت در معرض فرزندآوری قرار می گیرد. این زمان قاعدتاً با سن او در هنگام اولین ازدواج همزمان خواهد بود. از آنجا که از نظر زیستی، امکان باروری یک زن در اواخر دهه دوم و اوایل دهه سوم از زندگی او در بالاترین حد است، تاثیر ازدواج زودرس بر باروری بیشتر از ازدواج دیررس است (سرینی واسان، 1384: 13). با توجه به تحولاتی که در چند دهه اخیر در سطوح مختلف اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران رخ داده است و باعث تغییر در بسیاری از جوانب زندگی فردی و اجتماعی شده است، در این تحقیق ما در پی این بررسی سوال هستیم که آیا: در بین زنان روستای کرگان الگوهای سنتی ازدواج (ازدواج زودرس) به سمت الگوی ازدواج اروپایی (ازدواج با تاخیر، نسبت بالای تجرد قطعی) تغییر یافته است؟ یعنی بررسی می کنیم که شاخص های ازدواج (پیشرسی ازدواج، میانگین سن در ازدواج اول و. . . ) در طی دوره 1380تا 1390 چه تغییری کرده اند؟ عوامل موثر برسن ازدواج چیست؟ ضرورت واهمیت سن ازدواج از نقطه نظر اجتماعى بدون تردید ازدواج واجد ارزش است و از آن جمله آداب اجتماعى است که در تمام جوامع بشرى آن طور که تاریخ نشان مى دهد تا به امروز متداول بوده و این خود دلیلى بر اینکه یک سنت فطرى است مى باشد. قطع رشته حیات یا ایجاد سد و مانع در قبال پیدایش حیات و متوقف ساختن سیر و جریان آن در هر مرحله اى که باشد برخلاف اصول حیاتى و قراردادهاى اجتماعى است که شرایع نیز آن را مذموم شمرده و مرتکب را بزهکار دانسته اند. تجرد و ترک ازدواج عملا سیر طبیعى حیات را در مراحل اولیه و استفاده از مواهب خلقت را به ناصوابى ممنوع مى دارد. ازدواج مسوولیتها و وظایف خطیرى را بر زن و مرد تحمیل مى کند که تکفل این مسوولیتها مستلزم فعالیتهاى ذهنى بیشتر است و طبعا با استفاده از این فعالیتهاى ذهنى, قواى روانى و عقلانى تقویت و در پرتو نیرو و رشد حاصله, استفاده بیشترى در امور حیاتى شده است. مرد یا زن مجرد را انگیزه اى براى استفاده از چنین نیروى ذهنى و روانى نیست (سهراب،1349: 23). با وجود اینکه امروزه همزیستیهاى آزاد زن و مرد در کشورهاى صنعتى رو به ازدیاد است ولى همچنان ازدواج به علت تإکیدى که عرف و سنت و دین و قوانین رسمى بر آن دارند مبناى اکثر قریب به اتفاق همزیستیهاست بخصوص اگر میل به فرزند آوردن وجود داشته باشد. به طور قطع مى توان گفت, هیچ جامعه اى نمى تواند در برابر ازدواج - یا پدیده اى که توزیع ژن را در آن تحت تإثیر قرار مى دهد, و از دیدگاهى بقاى نسل و تطور کمى و کیفى آن بدان مربوط است بى توجه ماند(ساروخانی،1370: 8). تأخیر در ازدواج و کشیده شدن به فصلهای بعدی زندگی، مشکلاتی را پدید می آورد: از بین رفتن شادابی دختر و پسر؛ از دست رفتن فرصت های ازدواج به ویژه برای دختران؛ فاصله ی سنی زیاد با فرزندان و ایجاد ضعف یا عدم درک متقابل در اینده؛ مشکلات مربوط به بچه دار شدن. تأخیر در ازدواج به تعبیر رسول گرامی اسلام(ص) مثل این است که میوهای رسیده باشد و چیده نشود. اِنّ الاَبکارَ بِمَنزله الثّمر عَلَی الشّجَر اِذا اَدرَکَ ثِمارُها فَلَم تُجتَنَ اَفسَدَتهُ الشّمسُ وَ نَثَرَتهُ الرّیاحُ دوشیزگان چونان میوهی روی درختند. هنگامی که برسند و چیده نشوند، نور خورشید آنها را از بین میبرد و بادها آنها را به این سو و آن سو میبرند. از مضمون روآیت چنین استفاده میشود که تأخیر در ازدواج، سبب سردرگمی و کلافگی شده، آرامش روانی انسان را از بین میبرد و احتمال انحرافات اخلاقی و جنسی افزایش مییابد. ویل دورانت میگوید: (will Durant) اگر ازدواج در سالهای طبیعی انجام شود، بیماریهای روانی و انحرافات جنسی که زندگی معاصر را لکهدار کرده است، به نصف کاهش خواهد یافت. این عبارت، مضمون روآیتی از رسول خدا(ص) است که فرمود: مَن تَزَوّجَ فَقَد اَحرَزَ نِصفَ دینِه فَلیتّقِ اللهَ فی النصفِ الباقی کسی که ازدواج کند، نیمی از دینش را حفظ میکند و برای نیم دیگر باید پرهیزگاری پیشه سازد. یا روآیتی که فرمود: وقتی جوانی ازدواج میکند، شیطان فریاد برمیآورد که دو سوم دینش را از دستبرد من دور کرد(حسین دهنوی،گلبرگ). همان گونه كه بيان شد هدف اصلي اين تحقيق بررسي سن ازدواج در روستاي كرگان است كه اگر به درستي انجام گيرد مي تواند عوامل افزايش يا احيانا كاهش سن ازدواج وهمچنين راه هايي براي مقابله با آن را نشان دهد. اهداف تحقيق هدف كلي: بررسي الگوي سني ازدواج زنان كرگاني وعوامل موثر بر آن. اهداف ويژه: بررسي عوامل اقتصادي موثر بر سن ازدواج بررسي عوامل اجتماعي موثر بر سن ازدواج بررسي عوامل فرهنگي موثر بر سن ازدواج بررسي عوامل خانوادگي موثر بر سن ازدواج فصل دوم- چهار چوب نظری پیشینه نظری(تئوری ها) در باره تغییر سن ازدواج،نظریه های مختلفی به تحلیل موضوع پرداخته اند جامعه شناسان با اعتقاد به خصلت اجتماعی ازدواج و این که در اجتماهی بودن آن نوعی ویژگی محسوس است ،آن را از روانی بودن و زیستی بودن متمایز می نمایند و به آن طبیعت خاص می بخشند.در مورد خانواده نظریه های در قالب نهاد گرایانه و نظریه هایی که خانواده را در ارتباط با کل جامعه مورد نگرش قرار می دهند و نظریه های سیستمی که خانواده را به منزله گروه کوچکی با ساخت و کاکردهای مخصوص به خود مورد توجه قرار می دهند ارائه شده است (جامعه شناسان نو اندیش). نظریه کارکرد گرایی: یکی از نظریه های مهمی که می توان در تحلیل موانع ساختاری ازدواج از ،آن استفاده کرد نظریه نظام اجتماعی پارسوتر است.در مدل پارسوتر جامعه در چهار خرده نظام فرهنگی،سیاسی،اقتصادی و اجتماعی نظام یافته است.که در ارتباط با یکدیگر هستند و به ترتیب عهده دار کارکرد حفظ و تداوم الگوها،نیل به اهداف،انطباق با شرایط محیطی و ایجاد یگانگی و انسجام اجتماعی هستند (جامعه شناسان نو اندیش). پارسوتر در مورد فرایند هسته ای شدن خانواده به بیان اهمیت شغل پرداخته و بر اساس متغیرهای الگوی خویش آن را ناشی از ماهیت نظام تقسیم کار در جوامع صنعتی جدید می داند به نظر وی یکی از آثار پیچیدگی نظام این است که از شغل،یک رکن اصلی پایگاه اجتماعی می سازد(جامعه شناسان نو اندیش). از طرف دیگر پایگاه شغل یک مزد عموما یک فرایند طولانی سرمایه گذاری و آموزش می باشد.در مسیر جوامع صنعتی لحظه ای فرا می رسد که خانواده عموما دیگر از لحاظ پایگاه شغلی منشاء هیچ کمکی برای فرد نیست(بودن.1370: 111). به این ترتیب شغل در سن ازدواج موثر است،جوانان غالبا زمانی ازدواج میکنند که یقین داشته باشند طبق آداب و رسوم طبقه اجتماعی خود از عهده تامین معاش خانواده بر می آیند و چون افراد نمی توانند در سنین معینی در آمد کافی داشته باشند،نوع شغل اهمیت پیدا می کند طبق نظریه کارکرد گرایی ساختار ازدواج و تشکیل خانواده حاصل تعامل تمامی خرده نظامهای جامعه با یکدیگر است چنانچه برای تحقق ازدواج شغل ،در آمد و مسکن مناسب ضروری است.تحصیل(آموزش) و کسب تخصص نیز مقدمه آن است.(عباس شوازی و صادقی-1384- 27- 28). نظریه های اقتصادی تورم رکودی برخي از جامعه شناسان از جمله برينو معتقد هستند كه عوامل اقتصادي مهمترين نقش را در پيدايش و ادامه خانواده بازي كرده است و دستهاي ديگر عوامل جنسي و روان شناسي را در اين امر دخيل ميدانند. میشل جوامعی که در حال گذار بوده اند یا در ابتداي توسعۀ صنعتی اند، از سن متوسط ازدواج بالایی دارند که این پدیده در کشورهاي ژاپن، هند، آمریکا و کشورهاي غربی مشاهده شده است. شاید در سطح کلان، عامل اصلی بالا رفتن سن ازدواج ناشی از وجود ساختار اقتصادي در حال گذار در این کشورهاست؛ زیرا همواره در ابتدا دوره ی رشد صنعت و به دنبال آن امکان آزادي فردي و کاهش حضور والدین در امر ازدواج و پایین بودن سطح زندگی و نیز وجود بیکاری،سن متوسط ازدواج بالاست.(میشل1354: 145) بنابراین عوامل اقتصادی در سن ازدواج موثراست به نحوی که برخی از خانواده به دلیل مشکلات اقتصادی فرزندان(دختران) مجبور به ازدواج زودرس می کنند. ودربرخی موارد نیز مشکلات ناشی از ازدواج (مسکن، جهیزیه، بیکاری یا شغل مناسب وآداب ورسوم) باعث تاخیر در ازدواج می شود. نظریه ی بلاو ودانکن بلاو و دانکن دو صاحب نظر و محقق مشهور آمریکایی، در جریان مطالعات تحرك اجتماعی نظریه ای در باره ی نقش خانواده در تحرک اجتماعی ارائه دادند. بلاو ودانکن دو صاحب نظر،معتقدند: افرادي که داراي تحرك اجتماعی صعودي بوده اند، از آن هایی که یا تحرک اجتماعی نداشته، یا گرفتار تحرك اجتماعی نزولی گردیده اند ، فرزندان کمتري داشته اند. به نظر آنان، تأخیر در ازدواج عامل اصلی این تفاوت است از دیدگاه بلاو و دانکن، بیشتر افرادي که در مسیر تحرك اجتماعی صعودي قرار می گیرند، ازدواج در سنین بالا را ترجیح می دهند و از آن جا که هرچه زن و شوهر مسن تر باشند، دوران باروري آنان کوتا هتر خواهد بود ، در نتیجه فرزندان کمتري نیز خواهند داشت و همچنین امکان موفقیت شغلی فرزندان در خانواده هایی به حداکثر می رسد که فقط یک یا دو فرزند دارند؛ اما در خانواده هاي بزرگ موفقیت هاي شغلی فرزندان کاهش می یابد و اولین و آخرین فرزند، بالاترین امکان و فرصت را براي کسب موفقیت دارند. بلاو و دانکن، به این نتیجه کلی می رسند که فرزندان خانواده هاي بزرگ داراي امکانات و موفقیت هاي تحصیلی کمتري هستند و بنابراین موفقیتهای شغلی آنان نیز ناچیزاست(پژوهش نامه علوم انسانی،1386: 381). بنا براین هر چه خانواده ها بزرگ باشند امکانات برای پیشرفت آنان کمتر است وازدواج زودرس بیشتر می شود نظریه های وبرومرتن ازدواج هنگامی رخ میدهد که جامعه بر اساس اصل اول جامعه شناسی یعنی اصل اهداف و راهها بتوانند اهداف مشترک فرهنگی جامعه و راههای وصول به آنها را مشخص نماید تا جامعه در حالتی متعادل و منسجم حفظ شود و تداوم یابد(پژوهش نامه ی علرم انسانی،1386: 381). بر اساس مدل وبر می توان ساخت دو جامعه عقلانی –حقوقی و سنتی را مبتنی بر اصل راهها و اهداف دانست و از هم تفکیک کرد.اختلال و گسستگی که در راه ها و اهداف در دو سنخ ارزشی و عاطفی و جود دارد. بیانگر آن است که هیچ گونه سن ایده آلی را از یک جامعه سالم نمی سازند بر پایه این دیدگاه،هرگاه راهها و اهداف در یک گروه اجتماعی و پایه طور کلی تر در ساختار جامعه ،هماهنگ باشند.مثلا مرد واکنس،راهها و اهداف سنتی را دنبال نماید، یا هر دو عقلانی،حقوقی باشند،آن جامعه دچار مشکل نخواهد بود.اما چنانچه اهداف،ارزشی و یا عاطفی باشند و لی راههای وصول به آنها عقلانی باشد،در این صورت با یک جامعه متعادل و هماهنگ روبرو خواهیم بود(همان:381). جامعه شناسان برجسته آمریکایی رابرت کی مرتن نیز بر این معتقد است:بی سامانی و ناهنجاری در ساخت اجتماعی ،زمانی رخ میدهد که هماهنگی میان راهها و اهداف از بین برود و چنانچه این هماهنگی حاصل نشود جامعه ناسالم خواهد بود.وی بر این اساس تحلیل مبنی بر این نکته که پیدایش و استمرار در ساخت اجتماعی،اعم از همنوا ویا کجرو منوط به چگونگی عملکرد روابط وهماهنگی میان راهها و اهداف است را ارائه می دهد.چنین گسستی میان اهداف و راههای جامعه ،طبق نظریه مرتن،جامعه را دچار بی سامانی می کند که حاصل آن به وجود آمدن افراد کجرو در چهار گروه مختلف است(همان381). در حالت نظریه های فمینیستی مسئله تبعیظ بر ضد زنان مطرح است که همان دسترسی جنس مونث به فرصت هایی است که در اختیار مردان است در خصوص موضوع مورد بحث می توان به آزادی پسرهای روستایی به علت امکان مهاجرت آنها به شهرها اشاره کرد. هنگامی که پسران روستایی در راه کسب علم به تخصص و شغل مناسب به شهرها مهاجرت میکنند و با یک تحرک طبقاتی صعودی به پایگاه اجتماعی بالاتری ارتقاع می یابند. و نیز حاضر نیستند با دخترانی در اغشار و طبقات پایین تر از خود در روستا ازدواج نمایند و به همسان همسری و ازدواج با دختران شهری تمایل پیدا میکنند(همان382). قبل از صنعتی شدن جوامع زنان در خانه پدر یا شوهر عنوان نانخور داشتند واز هیچ حقی برخوردار نبودند.قبل از ازدواج تابع دستورات پدر وبعد از ازدواج نیز تابع دستورات شوهر بودند.اما با مبارزاتی که صورت گرفت راه را برای آزادی بیشتر زنان باز کرد. وبه انها امکان داد تا با محدودیت کمتری همسر خود را انتخاب کند(382همان). پیشینه تجربی(کارهای دیگران) دکتر کاظمیپور در زمینه شیوه همسر گزینی در جامعه اظهار داشت: در دوران قبل همسر گزینی به شدت تحت فشار اجتماعی بود. انتخاب همسر نه براساس میل وعلاقه دو طرف به ازدواج، بلکه به دلیل جبر اجتماعی صورت میگرفت. در جامعهای که فردیت مطرح نبود علائق فرد نیز ارزشی نداشتند و ازدواج از حالت وصلت دو شخص خارج و به وصلت و اتحاد بین دو گروه خویشاوندی تبدیل گشته بود. همچنین در گذشته به دلیل نقش و اهمیت تشکیل خانواده در فعالیت اقتصادی یا جابجایی و انتقال ثروت، زوجین از آزادی کمتری در انتخاب همسر خویش برخوردار بودند. در واقع، در آن زمان، ازدواج برای دختر مرحلهای بود که از نقش دختر مجردی که در خانه پدر یا برادر زندگی میکرد به نقش کد بانوی منزل برسد، پایگاه اجتماعی دختر مجرد در خانة پدر یا برادر نامشخص یا احتمالاً کمی بالاتر از خدمه بوده است و تنها راه ارتقاء اجتماعی او ازدواج شناخته میشد. هرچند که زن متأهل تحت سلطة مادر شوهر بود و شوهر نیز بر او اعمال قدرت میکرد اما بتدریج با انتقال اقتدار شوهر به زن در حیطههایی خاص، زن پس از فوت مادر شوهر به بالاترین مقام در خانه میرسید.به مرور زمان با افزایش آزادیهای فردی، حق تصمیمگیری و اظهارنظر در آنچه که بزرگترین اقدام در تعیین سرنوشت زنان تلقی میشود، به خود آنها واگذار میگردد البته این آزادی در بین افراد تحصیل کرده بیشتر است. لیکن بیکرانه نیست و این بدان معناست که فرد چه آگاهانه و چه ناآگاهانه به هنگام انتخاب همسر خود از قواعد بسیار پیچیده اما دقیق پیروی میکند. از سوی دیگر ازدواج فامیلی که از ویژگیهای خاصی ازدواج ایرانی تلقی میشود به تدریج جای خود را به ازدواجهای غیر فامیلی داده است.وی، این تحولات در شیوة همسر گزینی را به کمرنگ شدن کمک مالی والدین به فرزندان در ازدواج و استقلال شغلی شغلی و مالی جوانان و تغییر نوع معیشت و حرکت از اقتصاد کشاورزی به سوی اقتصاد صنعتی و خدماتی مربوط دانست.او با اشاره به نتایج آمارگیری سال 2002 گفت: بیش از یک پنجم زوجین با یکدیگر خویشاوند نزدیک و معادل این رقم نیز با یکدیگر خویشاوند دور بودند یعنی معادل 40 درصد از زنان و مردان همسردار اظهار نمودند که با همسر خود رابطة خویشاوندی داشتهاند. این میزان با سن ازدواج زنان رابطة معکوس دارد به طوریکه هرچه سن ازدواج زنان پایینتر است درصد زوجین خویشاوند بیشتر میباشد(انجمن جامعه شناسان ایران). «ازدواج در ایران بر اثر تحولات جنگ و اوضاع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مرحله انتقالی خود را طی می کند، مشخصات قبلی دست خوش دگرگونی شده چنانکه تمایلی به مشابهت خصوصیت ازدواج با جامعه های صنعتی پدید آمده است» (کاظمی پور،1383: 3). بنابراین میتوان گفت که افزایش سواد و تحصیلات و اشتغال به کار زنان دایرة همسر گزینی را برای آن وسیعتر مینماید وزنان دیگر کمتر به خاطر مشکلات مالی و نا آگاهههی تن به ازدواج زود رس می دهند. تغيير در هويت جنسي زنان، باز تعريف زنانگي (شامل تمايل به اشتغال، تحصيل و ...)، بازتعريف مردانگي(که با مشكلات اشتغال و بيكاري، بلوغ اجتماعي ديررس همراه است) و هزينههاي گزاف، شرايط سنگين ازدواج و ... در اين زمينه بايد به تغييرات كلان در جامعه نيز توجه كرد. از اين رو مي توان عدم ثبات در بازار اشتغال و تسلط ارزشهاي اقتصادي را نيز از جمله تحولات اقتصادي تأثيرگذار قلمداد كرد. در حوزۀ تغييرات سياسي نيز دخالت و نظارت دولت بر افكار عمومي، حكومتي شدن امور جنسي، ايجاد شكاف بين ارزشهاي رسمي و غيررسمي، نظارت و تهديد عرصه عمومي و ... قابل ذكر است. در زمينۀ تحولات فرهنگي هم ميتوان به تغيير در الگوها و هنجارهاي ازدواج، دنياگرايي در گزينش اهداف زندگي، لذتگرايي و تنوعطلبي، تغيير در تعريف حدود اخلاق جنسي، تنوعپذيري ملاكهاي زيباشناختي و ... اشاره كرد. در ميان تغييرات اجتماعي نيز كاهش سرمايه اجتماعي، تغيير در ملاكهاي منزلت اجتماعي، جدايي و تفكيك هر چه بيشتر جنسيتي، ناچيز بودن و عدم گسترش كافي عرصه عمومي، ناكارآمدي خانواده در حمايت از جوانان و به طور كلي ضعف شبكههاي حمايت اجتماعي، ضعف نظامهاي تأمين اجتماعي، دسترسي سهلتر براي داشتن مناسبات جنسي خارج از زناشويي، عدم توازن در توزيع فرصتهاي اجتماعي بين دو جنس، گسترش و تنوعپذيري شيوههاي ارتباط بين دو جنس و ناكارآمدي شيوههاي نظارت قابل بررسي و در نهايت در عرضه تغييرات جمعيتشناختي، به هم خوردن توازن دو جنس در بازار ازدواج، افزايش سن اولين ازدواج و عدم توازن جمعيت جنسي مهاجران داخلي و بينالمللي نيز قابل اشاره است. پديدۀ تأخير در ازدواج پديدهاي پيچيده است كه سطوح مختلف كلان و مياني و خرد و به طور کلي، تغييرات در تمام ابعاد اجتماعي در جامعه بر روي اين تحول مؤثر بوده است. بنابراين، براي نگاهي دوباره و تحقيقي عميق دربارۀ آن، بايد موضوع را بيش از گذشته مورد بررسي و مطالعه قرار داد(انجمن جامعه شناسان ایران) . عوامل روانى موثر در سن ازدواج وجود مشكلات روحى و روانى بسيار باعث مى شود كه جوان نتواند به راحتى تصميم به ازدواج بگيرد. تحقيقات نشان مى دهد, اكثر افرادى كه حتى شرايط ازدواج برايشان فراهم است بر اثر اضطراب و ترسى كه ناخودآگاه در وجود آنها نهفته است از ازدواج سرباز زده و بيشتر به نكات منفى و مسإله شكست در ازدواج فكر مى كنند. جوان از عدم موفقيت در ازدواج مى ترسد. او نمى داند كه انتخاب او صحيح بوده يا نه و با چه كسى مى خواهد يك عمر زندگى كند, آيا قادر به درك يكديگر خواهند بود؟ آيا در آينده مشكلى با همسر خود نخواهد داشت؟ آيا خانواده ها با هم سازگارى و هم سوئى خواهند داشت؟ آيا در تربيت فرزندان دچار مشكلى نخواهند شد؟ تمامى اين عوامل موجب مى شود كه يك نوع ترس از ازدواج در بعضى افراد كه شخصيت ويژه اى دارند به وجود آيد كه بيشتر در اثر عدم آگاهى و شناخت است. ازجمله عوامل روانى ديگر كه در رابطه, با سن ازدواج مى توان ذكر نمود افسردگى و تمايل به عزلت طلبى و گوشه گيرى است. افراد افسرده و عزلت طلب از ديدگاه روانشناسى از تيپ درونگرا هستند و از هرگونه معاشرت و مصاحبت و تماس و ارتباط با ديگران هراس داشته و پرهيز مى كنند كه البته مى توان با درمان مناسب اين حالت را از بين برد (موسسه ی فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان ). عوامل فرهنگى موثر در سن ازدواج نقش سواد در سرشمارى سال 65 براى نخستين بار رابطه متغير سواد با ازدواج مورد بررسى قرار گرفت. بر اين اساس, نتايج به دست آمده به روشنى گوياى اين واقعيت است كه سواد و ازدواج با يكديگر همبستگى معكوس دارند. تحصيل ازجمله معيارهايى ست كه هرچه سطح آن بالاتر رود بطور محسوس سن ازدواج نيز بالا مى رود. احتمال ازدواج در جمعيت بى سواد بطور آشكارى بيش از جمعيت باسواد است. از سوى ديگر نسبت جمعيت هرگز ازدواج نكرده در ميان باسوادان بيش از بى سوادان است(همان). اغلب پسران و دختران علاقه دارند تحصيلات خود را تا ليسانس و بالاتر ادامه دهند. امروزه تلقّي و برداشت جوانان اين است كه ازدواج فرصت ادامه تحصيل را از آنان سلب مي نمايد. به ويژه تحول موقعيت اجتماعي زنان و گرايش آن ها به تحصيلات عالي موجب شده كه سن ازدواج افزايش پيدا كند ( همان). ناآگاهى والدين از ضرورت ازدواج به موقع فرزندان ازجمله عواملى است كه بعضا باعث بروز پاره اى بى تفاوت يها مى گردد كه بيشتر در خانواده هاى محروم و كم سواد ديده مى شود, و يا مانع تراشي هاى بى موردى را موجب مى شود كه عملا بر مشكلات ازدواج جوانان مى افزايد(همان). عوامل اجتماعى ـ اقتصادى موثر بر سن ازدواج تإثير درآمد خانواده هاهمواره مسائل مادى و اقتصادى در تعيين سن ازدواج موثر بوده اند. در مورد دختران, ميزان درآمد پدر در سن ازدواج تإثير دارد و با افزايش درآمد, سن ازدواج افراد نيز بالا مى رود اما اين نسبت ضعيف است. دلايل اين تإثير را مى توان اينطور بيان كرد كه در ميان افرادى كه درآمد پدرشان بالا مى باشد و داراى زندگى مرفهى هستند, اولا مسإله اى به نام ازدواج به خاطر كمك به توزيع بهتر درآمد سرانه خانوار وجود ندارد, ثانيا استفاده هرچه بيشتر از امكانات تفريحى و سرگرمى بيشتر همان طور كه قبلا ذكر شد باعث بالارفتن سن ازدواج مى گردد. ثالثا داشتن وضع مادى خوب, توقع دختران را نيز بالا مى برد و نسبت به همسر آينده خود حساسيت بيشتر به خرج مى دهند و چنانچه قبلا ذكر شد توقعات بالا موجب افزايش سن ازدواج مى گردد. ديگر اينكه امكان تحصيلات عالى براى اين گونه افراد بيشتر فراهم است و تحصيل نيز همان طورى كه قبلا ذكر شد با سن ازدواج رابطه مستقيم دارد. بنابراين تمامى اين عوامل به طور غير مستقيم بر سن ازدواج اثر مى گذارند(همان). اشتغالبين سن ازدواج و شغل, هم در مورد زنان و هم در مورد مردان همبستگى مثبتى وجود دارد. يعنى با بالارفتن تخصص و امكانات شغلى سن ازدواج نيز بالا مى رود. وارد شدن زنان به بازار كار باعث دگرگونيهاى مختلف گرديد كه مى توان تغيير بعضى ملاكهاى تعيين كننده سن ازدواج و افزايش سن زنان در هنگام ازدواج را ازجمله آنها دانست. استقلال مادى و معنوى آنها, يكى از شاخصهاى تعيين سن ازدواج شده است (همان). نظام وظيفهعامل ديگرى كه در رابطه با سن ازدواج مى توان نام برد, خدمت نظام وظيفه براى پسران است كه جهت رسيدن به بلوغ اجتماعى و حتى اقتصادى ملزم به گذراندن اين دوره هستند, زيرا اولا جوانانى كه تحصيلات دانشگاهى دارند قبل از گذراندن اين دوره نمى توانند مدرك خود را دريافت كنند و دوم اينكه پسران براى يافتن هر شغلى و يا هرگونه كسب و كار بايد خدمت سربازى را انجام داده باشند و برگه پايان خدمت يا معافيت ارائه دهند, در غير اين صورت نمى توانند شغل مناسبى دست و پا كنند و چنانچه قبلا بحث شد نداشتن شغل مناسب يكى از موانع عمده اقتصادى در راه ازدواج محسوب مى شود. معمولا خانواده دختران ترجيح مى دهند كه خواستگار دخترشان قبل از ازدواج اين دوره را گذرانده باشد تا دخترشان در طى اين مدت بلاتكليف و سرگردان نماند. با توجه به اين عوامل و طولانى بودن مدت انجام خدمت نظام وظيفه ازدواج جوانان به تإخير مى افتد(همان). تدوين فرضيه ها 1.بين درآمد خانواده وسن ازدواج دختران روستاي كرگان رابطه وجود دارد. 2.بين سواد دختران روستاي كرگان و سن ازدواج آنها رابطه وجود دارد. 3.بين سواد پدر و سن ازدواج دختران روستاي كرگان رابطه وجود دارد. 4.بين بعد خانوار وسن ازدواج دختران روستاي كرگان رابطه وجود دارد. 5.بين وضعيت شغلي شوهر و سن ازدواج دختران روستاي كرگان رابطه وجود دارد. تعیین متغیرهای تحقیق متغیر مستقل متغیر وابسته سن ازدواج درامد خانوار سواد دختر سواد پدر دختر سواد پدر دختر بعد خانوار وضعیت شغلی تعریف مفاهیم 1.درامد خانوار درآمد خانوار، عبارت است از وجوه و ارزش پولي كالاها و خدماتي كه در برابر كار انجام شده يا سرمايه به كار افتاده يا از طريق منابع ديگر مانند حقوق بازنشستگي و درآمد حاصل از دارايي، به خانوار تعلق گرفته باشد. دريافت هاي اتفاقي از مؤسسات و نهادها از قبيل خسارات دريافتي از بيمه، استثنائاً، درآمد خانوار منظور ميشود. وام هاي دريافتي، وصول مطالبات، ارث، فروش داراييها و برداشت از پسانداز، درآمد خانوار منظور نميشود(مركز آمار ايران) چون اين تحقيق ميزان تاثير درامد را بر سن ازدواج در طول سال بررسي مي كند و از ارزش پول در طول سال فرق كرده است. به همين دليل ما در اين ميزان درامد رادر سه سطح كيفي كم،متوسط و زياد بررسي مي كنيم. 2.سواد توانائى خواندن و نوشتن به يکى از زبانها و لهجههاى موجود در جهان و داشتن تحصيلاتى از هر نوع را 'سواد' (literacy) مىخوانند. مطابق تعريف، فردى که نمىتواند به يکى از زبانها و لهجهها بخواند و بنويسد، يعنى کسى که از هيچ نوع تحصيلاتى برخوردار نيست، 'بىسواد' (illiterate) و کسى که به اين امر قادر است، 'باسواد' (literate) خوانده مىشود. افرادى که تنها مىتوانند بخوانند ولى به نوشتن قادر نيستند تحت عنوان افراد 'نيمه باسواد' (semi- literate) گروهبندى مىشود. در برخى موارد گروه اخير را جزو باسوادان و در موارى ديگر آنان را در رديف بىسوادان محسوب مىدارند. معمولاً تعريف سواد شامل خواندن اعداد نمىشود(تقوي،1387: 97) در اين تحقيق سواد در چهار سطح اندازه گيري مي شودكه عبارتند از: بي سواد محض،تحصيلات ابتدايي(سواد خواندن و نوشتن)، راهنمايي،متوسطه وبالاتر.سوادي كه بر سن ازدواج در اين روستا تاثير مي گذارد متوسطه وبالاتر است 3. بعد خانوار و شاخصهاى آمارى آن منظور از« بعد يا حجم خانوار» در پژوهشها جمعيتى تعدادى از افراد است که بهطور رسمى و يا عرفى يا شرعى جزو يک خانوار محسوب مىشوند(تقوی،1387: 79) منظور از بعد خانوار در اين تحقيق تعداد افرادي است كه در هنگام ازدواج دختر با خانواده زندگي مي كنند.و هر چه تعداد افراد خانواربیشتر با شد سن ازدواج پایین تر است. 4. شغل مرکز آمار ایران اخیراً تعریف «شغل» را در محاسبات خود تغییر داده است.بر اساس تعریف جدید مرکز آمار، "افرادی که حداقل یک ساعت از هفته را کار کرده باشند"،شاغل محسوب می شوند .مرکز آمار ایران این تعریف را در سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 85 اعمال كرد. شغل در اين تحقيق در چهار سطح بيكاروسرباز،شغل آزاد(دامدار،كشاورز،كارگرنجاري و...)،محصل وكارمند دولت سنجيده مي شود. فصل سوم-روش شناسی تحقیق نوع و روش تحقیق روش تحقیق در این بررسی به واسطه ویژگی موضوع مورد مطالعه تعداد وتنوع،مفاهیم و متغیرهای مطروحه،در مطالعه ی فعلی به صورت پهنانگر ،اسنادی بررسی میدانی است واز رئش تحقیق پیمایشی وتبیینی استفاده شده است. ونوع تحقیق کاربردی است . جامعه مورد برسی جامعه اماری در این تحقیق تمهم زنانی است که از سال 1380 تا 1390 در روستای کرگان برای اولین بار ازدواج کرده اند که تعداد انها 145 نفر می باشدتوزیع ان نیز طبیعی می باشد. نمونه اماری 45 نفر می باشد که 31 درصد جامعه اماری می باشد. واحد اماری هر یک نفر زنازدواج کرده در بین سالهای 1380 تا 1389 می باشد.نمونه گیری به روش تصادفی ساده انتخاب شده است.به این ترتیب که ابتدا فهرستی از کل افراد جامعه را تهیه کردم بعد از بین آنها به طور شانسی 45 نفر انتخاب کردم. ابزار تحقیق و شیوه های گرد آوری دادها در این تحقیق از کتاب،مقالات ،سایت های اینترنتی وپرسشنامه استفاده شده است.چوناین تحقیق میدانی بود لازم بود هم از اسناد ومدارک موجود استفاده شود و هم از پرسشنامه. شیوه های تحلیل آماری: شماره فرضیه متغیر مستقل سطح اندازه گیری متغییروابسته سطح اندازه گیری آزمون آماری 1 درامد خوانواده اسمی سن ازدواج فاصله ای X^2 2 سواد دختر اسمی سن ازدواج فاصله ای X^2 3 سواد پدر دختر اسمی سن ازدواج فاصله ای X^2 4 وضعیت شغلی همسر اسمی سن ازدواج فاصله ای X^2 5 بعد خانواده فاصله ای سن ازدواج فاصله ای TX^2 جدول-1 فصل چهار-ارائه ی تحلیلی یافته های تحقیق 1- درآمد خانواده 33/73 درصد کسانی که در سن 14-10 ازدواج کرده انددارای درآمد کم بوده اند.و68 درصداز کسانی که در19-15 سالگی ازدواج کرده اند 68 درصد دارای درآمد پایین بوده اند.66/66 درصد کسانی که در بین 24-20 سالگی ازدواج کرده اند دارای درآمد متوسط بوده اند و 50 درصددرصد کسانی که در بین 29-25 ازدواج کرده اند دارای درآمد بالایی بوده اند. 14-10 19-15 24-20 29-25 سن ازدواج 15 25 6 4 تعداد 30% 50% 12% 8% N=50 جدول-2 N=15 زیاد متوسط کم 10-14 1 3 11 درصد 6/66% 20% 73/33% جدول-3 N=25 15-19 زیاد متوسط کم 3 5 17 درصد 12% 20% 68% جدول-4 N=6 20-24 زیاد متوسط کم 1 4 1 درصد 16/66% 66/66% 16/66% جدول-5 N=4 25-29 زیاد متوسط کم 2 1 1 درصد 50% 25% 25% جدول-6 2-سواد دختر 40 درصد کسانی که در 14-10 سال ازدواج کرده اند بی سواد هستند 100 درصد آن ها راهنمایی وزیر راهنمایی هستند. 50 درصد کسانی که در سن 24-20 سالگی ازدواج کرده اند دیپلم و بالا تر هستند. N=15 دیپلم وبالاتر متوسطه راهنمایی ابتدایی بی سواد سن ازدواج 14-10 - - 4 5 6 تعداد - - 26/66 33/33 40 درصد جدول-7 N=25 دیپلم وبالاتر متوسطه راهنمایی ابتدایی بی سواد سن ازدواج 19-15 3 7 7 5 3 تعداد 12% 28% 28% 20% 12% درصد جدول-8 N=6 دیپلم وبالاتر متوسطه راهنمایی ابتدایی بی سواد سن ازدواج24-20 3 2 1 - - تعداد 50% 33/33 16/66 - - درصد جدول-9 N=4 دیپلم وبالاتر متوسطه راهنمایی ابتدایی بی سواد سن ازدواج29-25 2 1 - - 1 تعداد 50% 25% - - 25% درصد جدول-10 3-سواد پدر اکثر مردمان روستای کرگان بی سواد یا در سطح ابتدایی هستند که آن هم از طریق قران خواندن و نهضت سواد اموزی یاد گرفته اند . N=15 دیپلم وبالاتر متوسطه راهنمایی ابتدایی بی سواد سن ازدواج 14-10 - - 1 7 7 تعداد - - 6/66 46/66 46/66 درصد جدول-11 N=25 دیپلم وبالاتر متوسطه راهنمایی ابتدایی بی سواد سن ازدواج 19-15 - - 4 9 12 تعداد - - 16% 36% 48% درصد جدول-12 N=6 دیپلم وبالاتر متوسطه راهنمایی ابتدایی بی سواد سن ازدواج24-20 - - - 4 2 تعداد - - - 66/66 33/33 درصد جدول-13 N=4 دیپلم وبالاتر متوسطه راهنمایی ابتدایی بی سواد سن ازدواج29-25 - - - 3 1 تعداد - - - 75% 25% درصد جدول-14 4-وضعیت شغلی شوهر از داده های جدول زیر می توانیم استنباط کنیم که هرچه سن ازدواج پایین باشد شغل شوهر نیز تنزل می کند مثلا 66/46 درصد کسانی که در سن 14-10 سال ازدواج کرده اند بیکار هستند و شوهر 75 درصد کسانی که بالای 25 سال ازدواج کردند کارمند دولتی هشتند. N=15 شغل محصل شغل ازاد بیکار سن ازدواج14-10 - 5 3 7 تعداد - 33/33 20 66/46 درصد جدول-15 N=25 شغل محصل شغل ازاد بیکار سن ازدواج19-15 4 3 12 5 تعداد 16 12 48 20 درصد جدول-16 N=6 شغل محصل شغل ازاد بیکار سن ازدواج24-20 3 2 1 - تعداد - 50 33/33 66/16 درصد جدول-17 N=4 شغل محصل شغل ازاد بیکار سن ازدواج29-25 3 - 1 - تعداد 75 - 25 - درصد جدول-18 5-بعدخانوار بعد خانوار در سن ازدواج دختران روستای کرگان تاثیر دارد چنانچه جدول ها نشان می دهند با افزایش تعداد افراد خانواده سن ازدواج پایین تر می رود و این موضوع از مقایسه دو جدول پایین 20 سال و پایین 14 سال فهمیده می شود. N=15 3-1 6-4 9-7 11-9 14-10 - 3 5 7 تعداد - 20 33/33 66/46 درصد جدول-19 N=25 3-1 6-4 9-7 11-9 14-10 4 7 7 7 تعداد 16 28 28 28 درصد جدول-20 N=6 3-1 6-4 9-7 11-9 14-10 2 2 2 - تعداد 33/33 33/33 33/33 - درصد جدول-21 N=4 3-1 6-4 9-7 11-9 14-10 2 1 1 - تعداد 50 25 25 - درصد جدول-22 فصل پنجم ارائه تحلیلی یافته های تحقیق (آزمون آماری): آزمون فرضیه ها 1- بین درآمد خانواده و افزایش سن ازدواج دختر رابطه وجود دارد این فرضیه پذیرفته میشود چون کسانی که در سنین پایین تر ازدواج کرده اند کمترین درامد را داشته اند و با افزایش سن ازدواج درامد نیز افزایش می یافت. 2- بین سواد دختر و سن ازدواج او رابته وجود داردا این فرضیه نیز پذیرفته میشود چون براساس یافته ها با افزایش سن ازدواج سواد نیز همسو با آن افزایش یافته است و برعکس. 3- بین سواد پدر و سن ازدواج دختر رابطه وجود دارد این فرضیه رد میشود چون اکثر مردمان و زنان روستای کرگان بی سواد و کم سواد هستند. 4- بین وضعیت شغلی و افزایش سن ازدواج دختر رابطه وجود دارد این فرضیه پذیرفته میشود چون دخترانی که در سن پایین ازدواج کرده اند بیشتر بیکارند یا شغل ازاد داردند. 5- بین بعد خانوار و افزایش سن ازدواج رابطه وجود دارد این فرضیه پذیرفته میشود با افزایش بعد خانوارها سن ازدواج پایین می رود. خلاصه و نتیجه گیری این تحقیق از پنج بخش تشکیل شده است که بخش نخست آن شامل مقدمه تعریف و تحدید موضوع بیان اهداف و ضرورت تحقیق می باشد. بخش دوم آن پیشینه های نظری و تجربی تحقیق می باشد این تحقیق تحقیقی بنیادی پهناگر و میدانی می باشد که از سایت های اینترنتی برای جمع آوری مطالب آن استفاده شده و از پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری زنان ازدواج کرده روستای کرگان در ده سال اخیر می باشد که نمونه ی آن به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. این تحقیق پنج فرضیه داشت که چهار تا از آنها پذیرفته شد و یکی رد شد و در پایان پیشنهاد هایی برای جلوگیری از افزایش سن ازدواج آورده شده است. راهکارهای جلوگیری از بالا رفتن سن ازدواج برای مبارزه با معضل اجتماعی افزایش سن ازدواج، راه حل های زیادی وجود دارد که کمابیش از گذشته مطرح بوده و فراروی مسئولان و متصدیان کشور قرار داشته است. به نظر می رسد دیگر زمان دادن راه حل تمام شده و باید در مسیر عملی ساختن این راه حل ها قدم برداشت. تنها راه رهایی از این مشکل آن است که ملت و دولت دست به دست هم دهند و با برنامه ریزی های کلان فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، برای رفع این مشکل بزرگ تلاش کنند. شاید نقطه آغازین و در عین حال بسیار مهم حل مشکل این باشد که ابتدا سعی کنیم تفکر و شناخت جوانان را عوض کنیم و آنان را از مادی گرایی و سطحی نگری، به معنویت و توجه به خدا و دین باوری، سوق دهیم. مهمترین عوامل عبارتند از: الف) راهبردهای فرهنگی تغییر نگرش ها و شناخت های افراد، کمک زیادی به تغییر رفتار آنان می کند، و هر تغییری بدون داشتن زیرساخت های فکری محکم، دوامی نخواهد داشت. وظیفه مهم که از کارهای عمده در این حوزه است، بر عهده متصدیان امور فرهنگی مثل حوزه، دانشگاه، صدا و سیما، مطبوعات، هنر و مانند آن است که باید در این راستا برنامه ریزی جدی داشته باشند. کارهایی که می توان در راستای این هدف انجام داد، از قرار زیر است: ۱) ارزش دانستن تأهل اگر تأهل و همسر داشتن به عنوان ارزش، و تجرد و مجرد ماندن، ضدارزش تلقی شود، همان طور که در روایات اهل بیت آمده، کمک زیادی به تغییر نگرش افراد نسبت به سن ازدواج می شود. ۲) درجه بندی ملاک های انتخاب همسر در فرهنگ دینی مهم ترین ملاک برای انتخاب همسر، ایمان و اخلاق است. و ملاک های دیگر از اهمیت کم تری برخوردار است. این در حالی است که در جامعه کنونی ما ملاک هایی چون مدرک، ثروت، پست و مقام و به طور کلی مظاهر مادی بیشترین اهمیت را دارد. به همین خاطر تمام تلاش جوانان این است که از هر راهی، امتیازات فوق را به دست آورند و از این طریق به مقبولیت اجتماعی کافی برسند. اما از آنجا که رسیدن به این ملاک ها زمان زیادی می طلبد، به ناچار از ازدواج در ابتدای جوانی محروم می شوند و به این طریق سن ازدواج افزایش می یابد. اگر مسئولین فرهنگی کشور، ارزش های واقعی را که ایمان و اخلاق در صدر آن است ترویج کنند، نه تنها سن ازدواج کاهش پیدا می کند، بلکه بسیاری از مشکلات دیگر نیز حل خواهد شد. ۳) گسترش فرهنگ حجاب در جامعه ای که فرهنگ حجاب حاکم باشد و رابطه با نامحرم طبق موازین شرعی باشد و از اختلاط های مضر و فسادانگیز بین پسر و دختر جلوگیری شود، زمینه ای برای ارضاء نامشروع نیازهای جنسی یافت نمی شود و در نتیجه تمتعات جنسی منحصر به خانواده و ازدواج می شود. همین امر باعث می شود احساس نیاز به ازدواج در جوانان افزایش یابد و آنان زودتر ازدواج کنند. اگر فرهنگ حجاب کم رنگ شود و پسران و دختران محدودیت زیادی در ارتباط با یکدیگر نداشته باشند، انگیزه آنان برای ازدواج کاهش می یابد و در نتیجه سن ازدواج بالا می رود، هم چنان که یکی از علل فرار جوانان غرب از ازدواج همین موضوع است، زیرا ازدواج را مانع آزادی بی حد و حصر خود می بینند. ۴) گسترش فرهنگ قناعت و ساده زیستی اگر در جامعه، ساده زیستی و استفاده از حداقل امکانات مادی ارزش شود و یا حداقل این که ضدارزش نباشد، سن ازدواج کاهش پیدا می کند؛ اما اگر داشتن خانه و اتومبیل مدل بالا و امکانات مادی، ارزش شود و چشم و هم چشمی های زیان آور گسترش یابد، جوان امروزی ما ناچار است در پی تهیه آن وسایل باشد و تا آن را تهیه نکرده ازدواج نکند. در نتیجه از داشتن خانواده در سن جوانی، محروم می ماند. ۵) ازدواج در خلال تحصیل همان طور که گفتیم یکی از عوامل افزایش پیدا کردن سن ازدواج، تحصیل است. اگر طوری برنامه ریزی شود که دانشجویان قادر باشند در خلال تحصیل، ازدواج کنند، سن ازدواج در بین این قشر که مهم ترین و حساس ترین بخش جامعه هستند، کاهش پیدا می کند. این امر مشروط بر این است که خانواده ها اولاً اهمیت موضوع را درک کنند و متوجه این موضوع باشند که چه خطرهای بزرگی فرزندان دانشجوی آن ها را تهدید می کند و چه مشکلات روحی و روانی زیادی در اثر تاخیر ازدواج برای آنان به وجود می آید و ثانیاً با برنامه ریزی دقیق و با هماهنگی و کمک دانشگاه و دیگر نهادهای مربوطه، ترتیباتی بدهند که دانشجویان با حداقل امکانات بتوانند ازدواج کنند و در عین حال تحصیل خود را نیز ادامه دهند. جوان دانشجوی ما اگر امکان ازدواج داشته باشد، حتی به صورت ماندن در دوران عقد و نامزدی قبل از عروسی، هم از برکات مادی و معنوی ازدواج محروم نشده و هم با انگیزه بیشتری تحصیل را دنبال می کند. دانشجو اگر احساس کند آینده روشنی دارد و می تواند مسئولیت زندگی را که با ازدواج بر عهده او گذاشته می شود بر دوش بکشد، کم تر به دنبال فعالیت ها و برنامه های غیردرسی و حتی ضددرسی می رود و بلکه تمام سعی و همت خود را صرف بهتر کردن زندگی و بالاتر بردن سطح آن می کند. ب) راهبرهای اقتصادی همان طور که گفتیم عوامل اقتصادی از عمده ترین دلایلی است که جوانان برای تأخیر ازدواج خود مطرح می کنند. برای این که این عامل مهم را کاهش دهیم باید در دو جهت برنامه ریزی کنیم: ۱ـ هزینه ها را حتی الامکان کاهش بدهیم. ۲ـ منابع اقتصادی و تولید ثروت را برای جوانان فراهم کنیم. بنابراین راهبردهای زیر می تواند ما را در عملی ساختن دو هدف فوق یاری دهد: ۱) کاستن از هزینه های اضافی بسیاری از هزینه هایی که در زندگی می شود، اعم از هزینه های جشن عقد و عروسی، یا تهیه جهیزیه، مسکن و سایر لوازم زندگی، ضرورت زیادی ندارد و امکان حذف یا کاهش آن وجود دارد. اگر پسر و دختر و خانواده هایشان تصمیم بگیرند تمام هزینه های غیرضروری را حذف کنند و به حداقل امکانات اکتفا کنند، امکان ازدواج برای اکثر جوانان ما عملی می شود. این که جوانان ما یا خانواده هایشان این تصور و ایده را داشته باشند که در ابتدای زندگی باید از همه یا اکثر امکانات مادی برخوردار باشند و در برگزاری مراسم عقد و عروسی، هزینه های سنگینی بر یکدیگر تحمیل کنند، نتیجه ای جز فرار جوانان از ازدواج نخواهد داشت. ۲) همیاری در هزینه های ازدواج همان طور که خداوند همه مردم جامعه را به یاری جوانان برای ازدواج و تشکیل زندگی دعوت می کند، همه افراد، خصوصاً افراد متمول، وظیفه دارند در این امر خیر شرکت کنند. همچنین اگر ترتیبی داده شود که افراد نزدیک به خانواده پسر و دختر، به صورت یک رسم و عادت نیکو، قسمتی از هزینه های ازدواج را بر عهده گیرند، کمک بزرگی به تحقق این هدف می شود. این پیشنهاد گرچه ظاهر ساده ای دارد، ولی در عمل تأثیر شگفت انگیزی در هموار ساختن مسیر ازدواج جوانان دارد و چون این مشکل عمومیت دارد، و هر کسی خود را محتاج کمک می بیند، همه مردم در این امر خیر شرکت خواهند کرد. ۳) پرداخت وام های قرض الحسنه برای ازدواج قرض الحسنه که یکی از سنت های خوب و گره گشای اسلامی است و در آیات فراوانی از قرآن به آن تشویق و تأکید شده، تاثیر فوق العاده ای در حل مشکلات اقتصادی جامعه دارد. اگر این سنت حسنه که امروز در گوشه و کنار جامعه تحت عنوان «وام ازدواج» وجود دارد، گسترش یابد و به این طریق وام های طولانی مدت و کم بهره به جوانان برای ازدواج و تهیه وسایل زندگی داده شود، چنانکه از برنامه های مهم دولت جدید شمرده شده است، کمک زیادی به ازدواج جوانان و در نتیجه کاهش سن ازدواج، خواهد شد. ۴) ایجاد شغل های پاره وقت در دوران تحصیل و مانند آن امروز دغدغه اصلی جوانان و به ویژه دانش جویان، اشتغال است. متاسفانه آموزش و پرورش و آموزش عالی ما طوری برنامه ریزی نکرده که همه فارغ التحصیلان خود را به ابزار و فنون شغلی مجهز کند. همان طور که نیروی نظامی نتوانسته برای سربازان وظیفه که خیل عظیمی از جوانان کشورند، در این زمینه کاری کند و حداقل هر یک از آنان را در مدت سربازی به فن یا صنعتی مجهز کند. البته کارهایی در تحقق این هدف انجام شده، ولی اصلاً کافی نیست. فی المثل اگر دانشجوی جوان ما، بتواند در خلال تحصیل، شغل مناسبی داشته باشد، می تواند بسیاری از هزینه های زندگی خود را تأمین کند. لازمه این کار این است که آموزش های کاردانی و کاربردی در طول تحصیل گسترش یابد و تعداد واحدهای نظری کاهش پیدا کند. ۵) تشویق به زندگی در کنار خانواده یکی از زوجین در زمان های گذشته اکثر جوانان، ابتدای زندگی خود را در کنار والدینشان آغاز می کردند و به مرور زمان سعی می کردند با پس انداز و امثال آن، از پدر و مادر خود مستقل شوند، اگر بتوان این فرهنگ را دوباره زنده کرد و جوانان و خانواده هایشان را به پذیرش این امر تشویق کرد، کمک زیادی به حل مشکل ازدواج می شود. ج) راهبردهای اجتماعی از آنجا که اجتماع و جامعه، مجموعه ای متشکل از واحدهای کوچک ترِ خانواده است، بهترین جایگاه کمک به ایجاد خانواده و فراهم ساختن ازدواج جوانان، خود جامعه است. از این رو برای حل مشکل ازدواج جوانان و جلوگیری از افزایش سن ازدواج، چاره ای جز همکاری و همیاری همه افراد و آحاد جامعه، وجود ندارد. راهبردهای اجتماعی که می توان در این زمینه ارائه دارد، از قرار زیر است: ۱) فراهم کردن شرایط ازدواج آسان دولتمردان و متصدیان اجتماع وظیفه دارند برنامه دقیقی برای حل این مشکل ارائه دهند. همچنین با تشویق مردم، خصوصاً افراد متمول، جوانان را در این امر یاری دهند. مسلماً اگر دولت و مسئولان امر قدمی در این راه بگذارند، همه مردم به کمک آن ها می شتابند، زیرا این یک مشکل همگانی است و همه افراد به گونه ای با آن درگیر هستند. ۲) گسترش مراکز مشاوره ازدواج یکی از دلایلی که جوانان را از ازدواج دور کرده است، نداشتن اطلاعات صحیح از ازدواج و وجود بدبینی های بی مورد است. بسیاری از جوانان نسبت به اصل ضرورت ازدواج بی اطلاعند و برخی هم از افکار ناصحیح و خرافی در این مورد رنج می برند. وجود مراکز مشاوره ازدواج، کمک شایانی به جوانان می کند و دغدغه های بی مورد آنان را برطرف می سازد. ۳) کنترل مهاجرت روستاییان به شهرها از بین تمام خسارت ها و ضررهایی که در مهاجرت روستاییان به شهر وجود دارد، مشکل افزایش سن ازدواج، جایگاه ویژه ای دارد. اگر بتوان با افزایش امکانات زندگی در روستاها و ایجاد اشتغال برای آنان، از مهاجرت آن ها جلوگیری کرد و آنان را به ماندن در روستا و تولید محصولات کشاورزی و دامی و امثال آن تشویق نمود، علاوه بر حل بسیاری از مشکلات اجتماعی، از افزایش سن ازدواج نیز جلوگیری خواهد شد. ۴) جلوگیری از بی بند وباری و ابتذال و فساد اخلاقی یکی از راه های پیشرفت در جامعه ما اجرای قانونی اساسی و جلوگیری از متخلفین و برهم زنندگان نظم و قانون است. اگر از فساد و ابتذال، خصوصاً در حوزه اخلاق و مسائل جنسی جلوگیری نشود و با افراد متخلف برخورد جدی صورت نگیرد و در مقابل تهاجم و شبیخون فرهنگی دشمن، سیاست تسامح و تساهل اجرا شود، جامعه چنان دچار آشفتگی می شود که اولین ضرر آن متوجه نهاد مقدس خانواده می شود و جایگاه آن را تضعیف می کند. امروز کم نیستند جوانان پاک و مؤمنی که شریک زندگی مناسبی برای خود نمی یابند. تأثیر مخرب گسترش فساد و فحشا و ابتذال و مخصوصاً مواد مخدر بر تزلزل کانون خانواده و بدبینی جوانان به ازدواج، بر کسی پوشیده نیست. اگر متصدیان اجتماع برای مبارزه با مفاسد اخلاقی کمر همت ببندند و این دام های خطرناک را از جلوی جوانان بردارند، برکات زیادی نصیب جامعه خواهند کرد که یکی از آن ها هموار شدن راه ازدواج جوانان است. بعضی دیگر راهکارهای ارائه شده عبارتند از: ایجاد اشتغال پاره وقت دوران تحصیل بخصوص برای پسران و درآمد زایی آنان برای به عهده گرفتن مخارج زندگی است ترویج الگوهای فرهنگی ازدواج در سن پایین در جامعه تا جوانان بتوانند تا پایان تحصیل با والدین خود زندگی کنند؛ قائل شدن امتیاز ویژه برای استخدام جوانان ازدواج کرده؛ ارائه ی وام های مناسب برای ازدواج جوانان؛ ارائه ی الگوهای مناسب از زندگی زوجین جوان نه خیال انگیز، از طریق رسانه های جمعی به خصوص تلویزیون ساختن شهرک ها و مجموعه های ارزان قیمت توسط دولت و واگذاری آن ها با شرایط اجاره به شرط تملیک و ارائه ی وام های مسکن برای کسانی که ازدواج می کنند؛ از اهرم های اصلی مقابله با این معضل و آسیب اجتماعی هستند. «فرهنگ سازی برای ازدواج ساده، برپایی کلاس های آموزشی درباره ضرورت ازدواج برای فرد و نظام اخلاقی و هنجاری اجتماع، فراهم شدن امکانات ضروری زندگی زوجین توسط نهادهای دولتی یا ان.جی.او ها، حمایت های متنوع بیمه ای و مالی از جوان ها در آستانه ازدواج، قرارگیری متاهلان در اولویت برخی خدمات اجتماعی و شغلی، ساخت مسکن ارزان قیمت و واگذاری به زوجین جوان. نقش خانواده و دولت در این حوزه و ارتباط هماهنگی میان آنها، نکته مهمی است که در تشویق جوانان به ازدواج بموقع نقشی پر رنگ دارد. تربیت و حمایت خانوادگی باید ازدواج ساده را تشویق کند و زمینه را برای انگیزش های تشکیل خانواده برای جوان فراهم آورد. دولت نیز باید به این انگیزه درونی شده پاسخ بدهد و با ایجاد بسترهای اجتماعی و اقتصادی مناسب برای ازدواج، جوانان را حمایت کند. مجموعه این تلاش ها را می توان در یک طرح جامع چنین تصور کرد. سیاستگذاری فرهنگی جامعه باید به گونه ای باشدکه رشدمتناسب فرد را در زمینه های جسمی، عاطفی، عقلی، اقتصادی و... رقم بزند. این که یک جوان در سنین پس از بلوغ از نظر عقلی و عاطفی توانایی ازدواج و اداره خانواده جدیدش را داشته باشد، همچنین امکانات مالی نیز برایش فراهم باشد(مجله اصلاح وتربیت،1378). ضمایم 1-شما در چند سالگی ازدواج کردید؟ الف)14 وپایین تر ب)19-15 ج)24-20 د)25 و بالاتر 2-در آمد خانواده شما هنگام ازدواج چگونه بود؟ الف)پایین ب)متوسط ج)بالا 3-تحصیلات شما هنگام ازدواج چگونه بود؟ الف)بی سواد ب)ابتدایی ج)راهنمایی د)متوسط و)دیپلم و بالاتر 4-تحصیلات پدر شما هنگام ازدواج چگونه بود؟ الف)بی سواد ب)ابتدایی ج)راهنمایی د)متوسط و)دیپلم و بالاتر 5-وضعیت شغلا شوهر شما هنگام ازدواج چگونه بود؟ الف)بیکار ب)شغل آزاد ج)محصل د)شغل دولتی 6-هنگام ازدواج اعضای خانواده شما چند نفر بودند؟ الف)3-1 ب)6-4 ج)9-7 د)10 وبالاتر منابع و ماخذ - احمدی، امید علی کاظم پورشهدا(1386) انجمن جامعه شناسی ایران - ایمانی ،محسن(1387) مجله اسلاح تربیت، شماره 63/ نشریه - بودن، ریمون (1370) تحریک اجتماعی ،ترجمه مومن کاشی کتاب جامعه پزوهشی، نشر مونویز - برهانی ، فاطمه (1386) موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان ، عامل موثر بر سن ازدواج - تقوی،نعمت الله(1387) مبانی جهت شناسی، نشر آیدین،چاپ هشتم - دهنوی، حسین(1389) برنامه گلبرگ، شبکه سه - سارو خانی، باقر(1370) مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده،انتشارات سیروس،چاپ اول - سایت جامعه شناسان نوع اندیش - سرینی واسان،کی(1384)فنون اساسی تحلیل و کاربرد جمعیت شناسی،ترجمه محمد امین کنعانی رشت انتشارات دانشگاه گیلان - سهراب، غیاب الله(1349) ازدواج در استانه علم ،جلد یک، ناشر، تایید اصفهان - شوازی، عباس و صادق رسول ،محمد جلال(1384) پژوهش زنان،قومیت و الگوهای ازدواج درایوان ،دوره سه،شماره یک - عبد اللهی،رضا(1366) نظام اسلامی و مسائل و مشکلات نسل نوع ،اطلاعات - علامه طباطبایی(1364) ازدواج دائم و موقت از نظر اسلام،گردآورنده حسن موجودی،انتشارات موجودی - کاظمی پور،شهدا(1383) تحول سن ازدواج در ایران،عوامل جمعیتی موثر برآن،پژوهش زنان،دوره دو،شماره سه - مجد الدین، اکبر(1386)پژوهش نامه علوم انسانی،بررسی دلیل وآثار افزایش سن ازدواج دختران روستای آشتیان - میشل ،آندره(1354) جامعه شناسی خانواده و ازدواج،ترجمه فرنگیس ادلان ،تهران،انتشارات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 17:12  توسط پارسی
|
